تاملی در مورد شیخ غفاری

بخش اول

 

دیشب از رسانه بی بی سی شنیدم که شیخ نعمت الله غفاری و داکتر عارف شاه جهان برای سمت معاونت دوم پارلمان باهم رقابت نمودند و بعد از آنکه هیچکدام رای لازم بدست نیاوردند و لابد انتخابات به دور دوم کشانیده میشد، شاه جهان از کاندیداتوری اش بنفع غفاری انصراف نمود. بدنبال آن، عده ای از وکلا عمل شاه جهان را مورد انتقاد قرار دادند و عده ای من جمله سید عالمی بلخی و سید سجادی حمایت خویش را از احراز کرسی معاونت توسط وی اعلام نمودند. اندکی در مورد موضع گیری آنها به حمایت از حق هزاره ها و احراز کرسی معاونت توسط شیخ غفاری هزاره تبار، حسن نظر برایم دست داد و در دلم آنها را تحسین نمودم. زیرا برای اولین بار است که میدیدم این وکلای سادات تبار گرایشهای تبانی محور را کنار گذاشته و از حق قومی دفاع میکنند که عمدتا با رای آنها وارد پارلمان شده اند. اقدام شاه جهان را که ظاهرا منجر به رفع بن بست پارلمانی گردید نیز قابل ستایش دانستم.

اندکی در مورد سابقه شیخ غفاری کنجکاو شده و ازیکی دو همکارم که سالها در شهر لشکرگاه زندگی نموده- جاییکه این شخص نیز سالها است که از قره باغ غزنی کوچیده و ساکن آنجا شده- و اکنون نیز خانواده های آنها در لشکرگاه بسر میبرند، در مورد وی تحقیق کردم. بالاخره معلوم شد که شیخ غفاری با پذیرفتن حلقه ننگین اسارت (عضویت در حزب نام نهاد شیخ محسنی قندهاری) از جمله نوکران و دست و پا بوسان وی می باشد. علاوتا وی با جمعی از همکیشانش در شهر لشکرگاه بکمک و حمایت ایران یک مرکز خیریه را ایجاد نموده که از طریق آن زمینه نفوذ شوم این کشور میان هزاره های ساکن آن ولایت را گسترش میدهد. یکی از دوستان بیان نمود که شیخ غفاری در شهر لشکرگاه مکتب خصوصی بکمک شیخ آصف قندهاری تاسیس نموده و از هزاره ها صرف آنعده متعلمین در آن مکتب شمولیت داده میشوند و درس میخوانند که خانواده های شان وابسته به حزب محسنی باشند. پس دانسته میشود که این شخص وابستگی حزبی و آنهم حزب منفور شیخ قندهاری را نسبت به هر چیز دیگر مقدم میشمارد و هر آنچه را که در راستای منافع بادارها و ولیان نعمت شان (صدای کارتونی و مرکز صدور تروریزم ولایت فقیه و تروریزم) نباشد، برای وی قابل پذیرش نیست. تازه اینجا بود که دلیل حمایت سید حسین بلخی و سید سجادی از وی برای کسب معاونت دوم را متوجه شدم. همه ای آنها از یک قماش هستند و از درباریان پر و پا قرص شیخ عیاش محسوب میگردند.

کاندید شدن و انصراف شاه جهان بنفع غفاری نیز از قبل برنامه ریزی شده بوده که متاسفانه وکلای هزاره در پارلمان اصلا متوجه نمیشوند و یا دیر آنرا درک میکنند. انصراف شاه جهان بنفع شیخ غفاری ممکن است یک اقدام خیر خواهانه در نزد دیگران (پشتونها، تاجیکها و ازبکها) که در فضای فکری ما قرار ندارد، تلقی گردد و همه او را ستایش و تحسین کنند. اما واقعیت اینست که شاه جهان با این تاکتیک خواست از آدرس هزاره ها، همکیش و هم حزبی خود را بمقام معاونت برساند تا روح مجددا در کالبد این حزب منفور بدمد. من باور دارم که اگر رقیب شاه جهان بیات تبار یک هزاره مستقل و یا وابسته به حزب محقق و خلیلی میبود، هرگز بنفع وی انصراف نمیکرد.

بهرحال شاه جهان با این تاکتیک خود بخوبی توانست برای شیخ قندهاری ادای وظیفه نماید و هم محبت خود را ولو برای مدت زمان محدود در قلب یکعده جاه دهد. کما اینکه دیروز همه نا خود آگاه عمل وی را در صفحات فیس بوک چنان تقدیر نمودند که گویا وی برای آنها تبدیل به منجی گردیده است. اما دیری نخواهد گذشت که همه چیز عیان خواهد شد. متاسفانه ریخت و پاشهای حزب محسنی قندهاری در جامعه ما کم نیست. در بخش دوم این نوشته به تحلیل این موضوع خواهم پرداخت.

 

۲۴ دلو ۱۳۹۰