ترفندهای کرزی در قالب فرمان علیه طالبان کوچی نما

 

 

طالبان کوچی نما بیشتر از یکماه دو ولسوالی بهسود را مورد تاخت و تاز گسترده شان قرار دادند و در طی این مدت علاوه تخریب مزارع و درختان مردم محل، به آواره ساختن خانواده ها نیز پرداختند که در نتیجه چندین هزار فامیل  مناطق شانرا رها نموده و در شرایط ناگوار در مناطق دیگر از جمله کابل گریختند. اموال آنها تاراج شد، خانه های شان در آتش کشیده شد و چندین نفر آنها شهید و زخمی شدند. متجاوزین که خود را کوچی می نامند بیرق طالبان را در مناطق مختلف تحت تهاجم شان بلند نموده و بیرق ملی کشور را دور انداختند و این خود قویاً دال بر طالب و تروریست بودن این کوچیها می باشد.

 

در طول پنج هفته که از تاخت و تاز طالبان کوچی نما در دو ولسوالی بهسود می گذرد تمام تلاشها و اقدامات دولت کرزی در تشکیل و ایجاد کمیسیونی خلاصه شد که هیچ کاری نتوانست و در حقیقت فریبی بود برای اذهان مردم که گویا دولت نگران موضوع است و با ایجاد کمیسیون در جستجوی راه حلها می باشد. کرزی بخوبی میداند که مردم هزاره همیشه صادق و راستگو می باشند و برای فریب آنها مدتی را برای تشکیل کمیسیونی صرف نمود و مردم نیز در امیدواری بسر بردند تا شاید کمیسیون کرزی خانی از تاخت و تاز طالبان کوچی نما جلو گیری نموده و این معضله را بشکل اساسی حل و فصل نماید. اکنون که آنها همه چیز را در آتش کشیده و غارت نمودند و تمام اشجار و علفزارهارا نابود نموده کرزی خانی از طالبان کوچی نما میخواهد تا موقتاً از مناطق بهسود عقب نشینی کنند. لازم می بینم فرمان و درخواست کرزی را بشکل ذیل ببحث بگیرم:

 

1- معلوم است که طالبان کوچی نما در طول پنج هفته همه چیز بشمول زراعت و علفچرهای اهالی منطقه را نابود ساخته و حالا باید آنجا را ترک نموده و در منا طق دیگر بروند تا برای رمه ها و حیوانات شان با کوچیگری چراگاه و علف بیابند. آنها برای سکونت گزیدن در مناطق بهسود نیامده بودند. بلکه میخواستند مناطق یاد شده را مورد تاخت و تاز قرار دهند، کما اینکه کردند، و بعد در مناطق دیگر بروند. بدین سان، فرمان و درخواست کرزی صرفا بمنظور فریب اذهان عامه می باشد که گویا اگر کرزی از طالبان کوچی نما در خواست عقب نشینی موقتی نمی کرد، آنها ولسوالیهای بهسود را ترک نمی کردند. استفاده از کلیمه "موقتی" در فرمان و درخواست کرزی نیز دو پهلو گوئی و عدم تعهد و صداقت شانرا نشان میدهد. کرزی با استفاده از کلیمه "موقتی" میخواهد تهدید و نگرانی کوچیگری علیه هزاره ها ادامه یابد تا آنها همیشه در تاریخ سرکوب شده و مظلوم باقی بمانند. در ضمن، از یافتن راه حل اساسی و اصولی برای این معضله سرباز می زند. گرچه معضل کوچیها و کوچیگری بزودی و در طی چند روز بطور اساسی حل شدنی نیست. ولی خواهیم دید که کمیسیون و کمیسیون بازیهای کرزی هیچ دردی را دوا نمی کند و رنج دوامدار مردم کماکان هر سال در فصلهای بهار و تابستان ادامه خواهد یافت.   

 

 

2- طالبان کوچی نما بطور گسترده مورد حمایت حلقات مختلف مقامات دولتی، بشمول خود کرزی، و غیر دولتی می باشد. کاملاً هویدا است که تعرض و تاخت و تاز آنها در بهسود بیشتر بمنظور نا امن ساختن هزارستان و تداوم سرکوب تاریخی هزاره ها می باشد. این عمل اختلافات و تنشهای قومی را افزایش می دهد. کرزی بخوبی میداند که کوچیها و کوچیگری معضل بزرگ در داخل کشور میباشند و آنها بالقوه عامل تهدید کننده بزرگ برای امنیت کشور بحساب می آیند. اگر کرزی واقعاً خواهان آوارگی هزاران خانواده و از بین رفتن تمام اموال و حاصلات زراعتی آنها نمی بود باید در روزهای اول تعرض طالبان کوچینما این فرمانش را صادر می نمود و از گسترش بحران جلو گیری می نمود. چرا کرزی زمانی از طالبان کوچی نما خواسدار عقب نشینی و ترک منطقه می شود که خود آنها طبعاً ولسوالیهای بهسود را بعد از تاخت و تاز شان و نابود ساختن علفچرها و زراعت آن، ترک می کنند؟

 

همانطوریکه در دوران رژیم طالبان اکثر پشتونها طالب بودند و آشکارا از طالبان پشتیبانی می کردند، امروز آنها عقده مندانه و خصمانه از کوچیها و کوچیگری علیه اقوام دیگر بخصوص هزاره ها حمایت می کنند. اصولاً کوچیگری از دوران عبدالرحمن برای سرکوبی و غضب زمینهای هزاره ها شروع شد. عبدالرحمن ستمگر و جانور صفت از هر وسیله ممکن برای ظلم نمودن علیه هزاره ها استفاده نمود و عملاً کوچی گری را بعنوان تداوم وحشت و ظلم علیه هزاره ها ایجاد نمود و این جریان از آن زمان تا هنوز ادامه دارد.

 

اکثر پشتونها بشمول کرزی بخوبی میدانند که کوچیگری نه وجهه حقوقی و نه وجهه قانونی در کشور دارد.  در چنین شرایطی وقتی دولت در مقابل تعرض آنها سکوت اختیار می کند و در خفا حمایت شان می کند، مردم را بشدت ناراحت ساخته و علیه خود به شورش وامیدارد. بی تفاوتی و سکوت طولانی دولت کرزی در خصوص تعرض وحشیانه کوچیهای طالب نما مردم هزاره را نا امید و دلخور ساخته و درعین حال حس انتقام جوئی و خصومت را میان اقوام مختلف کشور تشدید می بخشد.

 

دولت مردان و بزرگان هزاره هرکدام بعضی پستهای تشریفاتی را که کرزی به آنها داده چنان مجذوب قدرت طلبی و قدرت پرستی اند که برای بقای شان در این سمتهای تشریفاتی حاضر به هرگونه معامله می باشند. هزاره ها از داشتن چنین دولتمردان و رهبران بی غیرت خجالت می کشند. خدا رحمت کند شهید مزاری بزرگ را که در تاریخ هزاره رهبر بی همتا بود و تمام خصوصیات نیک رهبریت در شخصیت، عملکردها و گفتار شان متجلی بود. امروز اگر شهید مزاری زنده میبود کوچیهای طالب نما هرگز ولسوالیهای بهسود را مورد تاخت و تاز وحشیانه شان قرار داده نمیتوانستند. ولی ما همه باور داریم ولو اینکه اگر ولسوالیهای بهسود برای همیشه در اشغال پشتونها و کوچیهای طالب نما باقی بمانند نه محمد کریم خلیلی و نه محمد محقق از سمتهای شان به نشانه اعتراض استعفا می نمایند. کوچیهای طالب نما که بدون شک مورد حمایت کرزی نیز می باشند خانه و زادگاه آقای خلیلی را برای مدت بیشتر از پنج هفته اشغال نموده اند. ولی تمام تلاشهای شان راچا پلوسی کرزی و حفظ سمت که در حقیقت بعنوان سرگرمی از جانب بادار شان برایش داده شده تشکیل میدهد. مردم از دولت در حل اساسی قضیه کوچیها نا امیدند. زیرا دولت خود حامی تداوم کوچیگری می باشد و در مواردی با سکوت و پشتیبانی مخفیانه به حمایت از آنها علیه هزاره ها پرداخته است. به همین جهت، در روزهای نخست اشغال ولسوالیهای بهسود توسط کوچیهای طالب نما مردم با تظاهرات مسالمت آمیز شان بسوی نمایندگی ملل متحد در کابل خواهان مداخله و حل قضیه از طریق ملل متحد شدند. این ارگان نیز همانند دولت کرزی در قبال تاخت و تاز وحشیانه کوچیهای طالب نما، سکوت معنی دار نموده و درست یک روز قبل از درخواست کرزی از کوچیها برای ترک ولسوالیهای بهسود، صرفاً خواهان فرستادن نیروهای امنیتی به منظقه آشوب زده شده است. سوال اینست که چرا ملل متحد بخود جرئت موشکافی معضل کوچیگری نمیدهد؟ چرا ملل متحد بحران کوچیگری را بطور اصولی و اساسی در کشور حل نمی کند؟ بخش عمده ماموریت ملل متحد در افغانستان همکاری با دولت جهت زدودن نا امنیها در کشور می باشد. خطر کوچیها و کوچیگری به همان اندازه تهدید کننده ثبات کشور است که خطر طالبان و افراط گرائی. ولی اگر دولت بخواهد، معضل کوچیگری را به آسانی حل و فصل می کند. اصولاً این و ظیفه دولت است که باید بحران را بطور اصولی و برای همیشه با یافتن راه حلهای معقول و منطقی برطرف نماید و ملل متحد برای رسیدن به این مأمول دولت را تحت فشار قرار دهد و در تمام مراحل این جریان همکاری لازم نماید.

 

حملات و تعرض کوچیهای طالب نما در ولسوالیهای بهسود بمردم فهماند که آنها نباید سلاحهای شانرا تسلیم پروسه دایاک و دی.دی.آر می کردند. تمام اقوام غیر پشتون بشمول هزاره ها تازمانیکه معضل بحران آفرین کوچیگری را دولت بطور اصولی حل نساخته نباید سلاحهای باقی مانده شانرا تسلیم نمایند. دولت تا زمانیکه از تبعیض و حق کشی دست برنداشته اعتماد و حمایت مردم را باخود نخواهد داشت.

 

علت اینکه هزاره ها تا هنوز علیه تاخت و تاز کوچیها قیام سرتا سری ننموده اند اینست که آنها نمیخواهند  امنیت کشور بمخاطره افتد. علارغم نا امیدی و سرخوردگی، آنها هنوز کم و بیش امیدوارند که دولت به اصطلاح ملی با همکاری ملل متحد و نهادهای دفاع از حقوق بشر قضیه را حل و فصل نمایند. اگر این بحران کماکان ادامه یابد و دولت نیز سکوت و بی توجهی اختیار نماید مردم علیه کوچیها قیام سرتا سری خواهند کرد.      

 

رهبران و دولتمردان هزاره نیز نقش مهمی در تحت فشار قرار دادن دولت برای یافتن راه حلهای اساسی معضله کوچیگری میتوانند ایفا کنند. آنها باید متحدانه بدولت اخطار دهند اگر تا مدت معین برای این بحران راه حل اساسی نیابد آنها از سمتهای شان استعفا خواهند کرد و مردم نیز ملزم به اطاعت از قوانین دولت نخواهند بود. در حقیقت کوچیگری معضل همه اقوام ساکن در کشور می باشد. ولی هزاره ها با توجه به پشینه ای تاریخی این موضوع، قربانیان اصلی این رنج می باشند. لازم است همه اقوام دولت را زیر فشار قرار دهند تا این معضل برای همیشه در کشور بر طرف گردد.

 

۱ اسد ۱۳۸۶