فرهنگ جامعه سیاست شعر و داستان
 

هویت گریزی، عامل اصلی باخت الهه سرور

 

مدتی است برنامه "ستاره افغان" که از شبکه تلویزونی طلوع پخش می شود برای تعداد زیاد بینندگان و علاقه مندان خود تا حدی جلب توجه واقع شده است. این برنامه در مقایسه با بعضی برنامه های دیگر که از شبکه های دیگر پخش می شوند بنظر شخص خودم بیشتر ارزنده می باشد و فرصتی است برای بعضی استعدادهای نهفته تا خود را بیازمایند و از آن بعنوان سکوی پریش در عرصه هنر موسیقی عالیتر استفاده نمایند. اگر واقعبینانه بنگریم، متاسفانه موسیقی کنونی افغانی که تا حد زیاد انعکاس یافته از فرهنگ به اصطلاح ملی می باشد در بحران بی محتوائی بسر می برد. بخش اعظم محتوای آنرا «اشعار کوچه و بازار» تشکیل میدهد و دیدگاههای علاقه مندانش نیز فعلا بالاتر از آن نمی باشد.

 سال گذشته در همین زمان برنامه ستاره افغانرا در تلویزون در ولایت بامیان نگاه می کردم و یکی از خوشیهایم در طول روز در آنزمان مشاهده همین برنامه بود! زیرا زندگی ام ساده، مختصر و در عین حال یکنواخت بود و گاهی برای لحظه ای میخکوب شدن در پای تلویزون، یکنوع تنوع در زندگی ام محسوب می شد.

 در برنامه ستاره افغان امسال، خانم الهه سرور که یگانه اشتراک کننده آوازخوان متعلق بقوم هزاره بود تا مقام هشتم راه یافت. همه دیدیم وقتی مجری برنامه مقام هشتم را آخرین ترمز آوازخوانی الهه سرور در برنامه ستاره افغان اعلان نمود، الهه خودش برای لحظه ای مات و مبهوت شد و دهنش از شدت تعجب و ناباوری باز ماند، در آخر خیلی گریه کرد و درگریه هایش گفت: فکر می کند در مورد هنر موسیقی دانش بیشتر از لیمه سحر- یکی از آوازخوانان که در سال گذشته در ستاره افغان اشتراک کرده بود و فکر می کنم بالاخره مقام سوم را بدست آورد-  دارد و به همین جهت انتظار داشت لا اقل یک دو مقام از او جلوتر برود.

 باری! الهه سرور گریه درد آلود و پر رنج داشت. رنج و حسرتش از این بود که علا رغم اینکه بگفته خودش، سالها هنر موسیقی را تمرین کرده و دانش آنرا نیز آموخته، با بی توجهی رای دهندگان و علاقه مندان آوازش مواجه شد. حقیقت امر اینست که الهه سرور با یک توقع خیلی بلند و بالا وارد به اصطلاح مسابقه شده بود و نظر به توانائی و استعدادیکه در خود احساس می کرد انتظار داشت اکثریت رای را از آن خود سازد. اما او باریکیها و پیچیدگیهای جامعه افغانی را دست کم گرفته بود یا اصلا نمیدانیست و در عین حال تصور می کرد همه چیز بر محور شایستگی و توانائی استوار است. راستی چرا الهه سرور به این زودی از صحنه کنار رفت و از ادامه مسابقه بازماند؟

 الهه سرور یکی از هزاران جوان مهاجر افغانی است که شاید با علاقه مندی زیاد در جستجوی فرصت برای تمرین موسیقی و آوازخوانی در داخل و خارج از کشور باشند. در این نوشته مختصر سعی می شود ببعضی عوامل عمده  شکست  الهه سرور در برنامه ستاره افغان اشاره گردد تا شاید از این نوشته  بعنوان یک آگهی و یاد داشت توسط جوانان دیگر هزاره که میخواهند در این مسیر قدم بگذارند استفاده گردد. بعبارت دیگر، فوکس اصلی ما در این نوشته آنعده جوانان مهاجر هزاره می باشد که بتازگی از کشور ایران برگشته و موسیقی می نوازند. اکنون نارسائیهای عمده در اجرای هنر موسیقی و نحوه ظاهر شدن الهه سرور در صحنه نمایش مو سیقی را ذیلا ببحث می گیریم:

 

۱-      همه میدانیم رای دادن به خوانندگان برنامه ستاره افغان اکثراً برمبنای گرایشهای قومی و تباری می باشد. اول از خودمان شروع کنیم؛ ممکن است یک خواننده با اجرای آهنگهایش تحسین مارا برانگیزد و ظاهرا نیز تشویقش کنیم و شعارهای برایش سر دهیم. ولی بالاخره شعار با شعور در مرحله رای دادن تفاوت می یابد و همتبار خویش را برمبنای حکم شعور برای رای دادن انتخاب می کنیم. با توجه به سابقه تاریخ سیاسی هزاره ها و حضور تدریجی آنها در عرصه دانش و فرهنگ که برای دیگران بمنزله خار چشم می باشند، در شرایط کنونی تقریباً غیر ممکن است که دیگران الهه سرور را در جمع خود بپذیرند و به او رای دهند. باری! این یک قاعده کلی است و الهه سرور می بایستی آنرا عملا درک می کرد. هدف از «پیچیدگیهای جامعه افغانی» که فوقا به آن اشاره گردید دقیقا همین موضوع است و متاسفانه تعداد کثیر مهاجرینیکه  از کشور ایران برمی گردند آنرا دست کم می گیرند. تعداد زیاد مهاجرین هزاره که در کشور ایران بسر می برند و  یا هم اکنون بوطن برگشته اند به هویت قومی و هزارگی شان با دید بی تفاوتی می نگرند و این قابل انکار نیست. تعداد آنها اصلا فاقد احساسات هزارگی می باشند و هیچ علاقه ای به «هزاره بودن» ندارند. بحث کامل این از لحاظ جامعه شناسی مارا از موضوع خارج می سازد و فعلا وارد این باب نمی شویم. بنظر من الهه سرور در کنار داشتن استعداد سرشار، اگر با درک کامل «پیچیدگیهای جامعه افغانی» و اتکا به «هویت و احساس واقعی هزارگی» به مسابقه ستاره افغان می پرداخت به این زودی حذف نمی شد. تا آنجائیکه من اطلاع دارم الهه برای جلب توجه رای دهندگان کمپاین نکرد و تیمی نیز تشکیل نداد تا در میان هزاره ها بکمپاین بپردازد، در حالیکه خوانندگان دیگر خاموش ننشستند و تیمهای تشکیل دادند تا برای آنها در هرجا کمپاین کنند. بطور مثال یکی از موفقیتهای حمید سخی زاده در راه یافتن به مقام دوم در برنامه ستاره افغان سال گذشته، کمپاین گسترده تیمش بود که حتی در ولایات و ولسوالیهای دور افتاده برایش فعالیت کردند و بالاخره اورا به پیروزی رساندند. یقینا اگر الهه سرور از ابتدا برای خود تیمی تشکیل میداد تا میان مردم برایش تبلیغ می کرد به مقام عالی دست می یافت و نسل جدید هزاره حاضر بود برای او رای دهد. تعداد زیاد خانواده ها در پایتخت و ولایات کشور دسترسی به تلویزون ندارند و متعاقبا از اشتراک الهه سرور در برنامه ستاره افغان نیز چیزی نمیدانند. بعضی خانواده ها برنامه ستاره افغان را در تلویزونهای شان تماشا نمی کنند و از آن اطلاعی ندارند. من جمله خودم صرفا دو هفته قبل از آن اطلاع یافتم و تا آنزمان از کاندید شدن الهه سرور در برنامه ستاره افغان بیخبر بودم. فکر می کنم این مهم بود که الهه سرور از تعدادی میخواست تا برایش در پایتخت و ولایات کمپاین نموده و مردم، بویژه جوانانرا تشویق و ترغیب به رای دادن به او می کردند. من باب نمونه، امروز در غرب کابل حد اقل بین  100 تا 200 کورس آموزشی وجود دارد که در هرکدام آنها حد اقل 100 شاگرد درس میخواند. اگر یکبار تیم الهه سرور از این کورسها دیدن می نمود و از آنها تقاضای رای دادن می کرد اکثر شاگردان به او رای میدادند و در ضمن خانواده های آنها نیز متوجه الهه سرور و برنامه افغان میشد و فرستادن یک یا دو پیامک را از او دریغ نمی کردند. بنابر این، باید بپذیریم که الهه سرور خودش نیز تاحد زیاد در این زمینه کوتاهی نموده است.

۲-      اکثر مطلق مهاجرین افغانی متعلق به قوم هزاره وقتی از کشور همسایه ما- ایران- بر می گردند سعی می کنند به لهجه ایرانی تکلم کنند، کلیمات و اصطلاحات خاص آنهارا در مکالمات و گفت و شنودهای شان بکار برند، طرز لباس پوشیدن، زندگی و معاشرت کردن بشیوه آنهارا در کشور خودشان تقلید کننند. متاسفانه آنها بدون در نظر داشت و درک حساسیتهای اجتماعی و سیاسی استعمال کلیمات و لهجه ایرانی را یکنوع غرور و امتیاز برای خود میدانند و حاضر نیستند زندگی افغانی و هزارگی را جایگزین طرز زندگی کنند که در مهاجرت تحت شرایط مختلف آموخته اند. الهه سرور صدای زیبا دارد و نوع انتخاب اشعار در آهنگهایش نیز بوضاحت حکایت از دانش شایسته شان در عرصه موسیقی و آوازخوانی دارد که این امتیازات و ویژه گیها- اگر تلاشهایش را ادامه دهد- ممکن است اورا در اوج موفقیت و شهرت برساند. اشعاری را که او در آهنگهایش استفاده می کند نهایت زیبا، پر معنی و گیرا است و شنونده را با عشق و روح متعالی تر پیوند میدهد. اما نحوه آرایش و لباس، سبک آهنگ نوازی و لهجه الهه سرور در نزد عامه مردم در افغانستان، ایرانی مانند جلوه می کرد و هزاره ها بخصوص آنهائیکه ساکن شهر کابل می باشند از بکار گیری فرهنگ و لهجه ایرانی توسط مهاجرین افغانی که از کشور ایران برگشته اند چندان استقبال نمی کنند.    

 ۳-      هزاره ها همانند مابقی ملیتها نسبتاً سنتی اند و به آسانی حاضر نیستند دختران شانرا اجازه دهند تا در صفحه تلویزون ظاهر شده آواز بخوانند. اما آنها در یک فضای مطمئین اجتماعی و فرهنگی حالت سنتی انعطاف پذیر دارند و خودرا با شرایط عیار می سازند. من شخصا تصور می کنم الهه سرور در نحوه حجاب کردن خود حین اجرای آهنگ و ظاهر شدن در برابر اشتراک کنندگان بیننده در تالار، کم و بیش بی تفاوت بود و این امر نیز تا حدی شاید عامل انصراف مردم از رای دادن به او و تشویقش شده باشد.

سخن آخر اینکه رای مردم همانطوریکه فوقا بیان گردید، به هیچ وجه معیار قضاوت درست را تشکیل نمیدهد. آرزومندیم الهه سرور با در نظرداشت  قریحه و استعداد عالی اش، تلاشهایش را ادامه داده و از حذف شدنش در برنامه ستاره افغان متاثر نباشد.  

 

۸ دلو ۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمد نعیم دهقان زاده   |